اول می‌خواهم یه اعترافی بکنم. کمی بیشتر از بیست سال پیش کاری کردم که پشیمون؛ کاری که اصلا بهش افتخار نمی‌کنم؛ کاری که امیدوارم هیچوقت کسی نفهمد. اما اینجا احساس می‌کنم که باید آن را افشا کنم.اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ در یک لحظه بی‌عقلی جوانی٬ رفتم به مدرسه‌ی حقوق...
راه حل تند صحبت کردن چیست؟ ابتدا باید تند صحبت کردن را معنا کرد. در تند صحبت کردن، ارتباط معنادار میان کلمات حفظ می شود و مفاهیم به درستی ادا می گردند. در حقیقت در تند حرف زدن ارتباط منطقی بین کلمات و اجزای جمله برقرار است اما تعداد کلمات ادا شده در واحد زمان بیش از مقدار انتظار است. این پادکست را دنبال کنید تا با راه حل این مشکل آشنا شوید.
هنگامی که از شغل صحبت می‌شود، همه تصور می‌کنند که کارکردن، صِرفاً برای پول درآوردن است. ولی حقیقتاً راز رضایت شغلی در چیست؟
ابراز عقیده کردن کار سختی است. من معنی دقیق این حرف را یک ماه پیش فهمیدم وقتی که من و همسرم صاحب بچه ای شدیم. و آن لحظه، واقعا شگفت انگیز، خوشحال کننده و هیجان‌آور بود. ولی در عین‌حال حس ترس و وحشت هم داشت. وقتی از بیمارستان به خونه برگشیم ترسناکتر شد؛ چون ما دقیقا نمیدونستیم که پسرمون از شیرمادر به مقدارکافی تغذیه میکند و ما قصد داشتیم به پزشک کودکمان زنگ بزنیم؛ ولی نمیخواستیم تماس تلفنی اولمان نادرست باشد و فکرکنند ما والدین وسواسی و احمقی هستیم. پس صبر کردیم. وقتی که فردای اون روز به دکتر مراجعه کردیم، به بچه سرُم داد؛ چون آب بدنش کم شده بود. خب الان پسر ما حالش خوب است. دکتربه ما گفت همیشه میتونیم بهش زنگ بزنیم. اما نکته اینجاست که من اون لحظه باید حرفمو میزدم. ولی نزدم.
در دنیای پرهیاهوی ما سکوت متاعی گران قیمت است. دلمان می خواهد در دشتی ساکت آرام بگیریم و به آسمان خیره شویم، بدون اینکه صدایی خلوت ما را به هم بزند. اما این حس ظرییف و خوشایند برای چند دانشمند عصب شناس به پدیده ای پیچیده و ناشناخته تبدیل شد. سکوت با ذهن ما چه می کند؟ به چه کارمان می آید؟ چگونه آن را باید بفهمیم؟
چگونه با خشم خود کنار بیاییم؟ آیا نگه‌داشتن خشم، راه درستی برای برخورد با آن است؟ چرا تمایل داریم خشم خود را نگه داریم، بهجای آن که ریشه آن را پیدا کنیم؟ چرا باور داریم که عصبانیت، ما را به خواسته‌هایمان می‌رساند؟
آمار و ارقام نشان می‌دهد نود و پنج درصد افرادی که برای سال نو، تصمیمهای جدیدی گرفته‌اند، تا به امروز به آنها عمل نکرده‌اند. برای کسانی که در این مجموعه قرار می‌گیرند، دو راه در این ویدئو نشان داده می‌شود که شاید متحولتان نکند، اما به شما کمک می‌کند تصمیمهای جدید و بهتری بگیرید و یک تغییر و تحول را در زندگی شروع کنید. بسیاری از مردم به این دلیل که قبلا نتوانسته‌انند تصمیمهایشان را عملی کنند، دیگر تصمیم جدید و خاصی در زندگی نمی‌گیرند. سوالی که در این ویدئو به آن پاسخ داده می‌شود این است که چگونه می‌توانیم تصمیم درستی بگیریم و به آن پایبند باشیم و اینکه چه چیزی باعث می‌شود تصمیم جدیدی در زندگی بگیریم.
در این ویدیو، در مورد مشکلاتی که آسایش‌طلبی در زندگی ما ایجاد می‌کند، صحبت می‌شود. زندگی در شرایط امن و آسوده، انسان را از پیشرفت باز می‌دارد و این ویدیو تلاش می‌کند به شما آگاهی بدهد که چگونه در زندگی خود شرایطی ایجاد کنید تا در دام آسایش‌طلبی گرفتار نشوید.
ابتدا تند حرف زدن را معنا کنیم در تند حرف زدن ارتباط معنادار میان کلمات حفظ می شود و مفاهیم به درستی ادا می شود به این معنا که وقتی شخص در حالت او وقتی شخص در حال تند صحبت کردن هست متوجه می شویم که ارتباط منطقی بین کلمات و اجزای جمله برقرار است اما تعداد کلمات در واحد زمان ادا می شود بیش از انتظار ماست
اگر ما می خواهیم در زندگی به سرگردانی جان مبتلا نشویم، دچار بی معنایی و بی تفاوتی در زندگی نشویم، به مرحله پوچی نرسیم، دچار بی حوصلگی و بی انگیزگی نشویم، باید به مرحله ای به نام فردیت اصیل برسیم.
سوالی که همیشه برای بسیاری از ما پیش می آید این است که چگونه می‌توانیم برخشممان کنترل بیشتری داشته باشیم. خیلی وقتها این آرزو را داریم که در موقع خشم، رفتار بهتری از خود نشان دهیم. بسیاری از اطرافیان شما مثل همسر، نامزد، دوستان و فرزاندانتان ممکن است آرزو کنند که کاش اعصاب آرامتری داشتید. خشم بسیار شدید عامل اصلی بسیاری تنشها در روابط ما در محیط کار، خانه و بیرون می‌باشد. افراد تندخو مدعی هستند که در اغلب مواقع نمی‌توانند خشمشان را کنترل کنند. در این ویدئو، راههای مدیریت خشم به شما آموزش داده می‌شود.
در واقع این یک ارایه دو ساعته برای دبیرستانی هاست که در سه دقیقه خلاصه شده است و همه از روزی شروع شد که سوار بر هواپیما در راه آمدن به یک سخنرانی بودم، هفت سال پیش. و در صندلی کنار من یک دبیرستانی، یک نوجوان بود، که خانواده ای بسیار فقیر داشت. و او می خواست درآمدی مناسب داشت باشد، و سوالی ساده از من پرسید. او گفت، "چه چیزی منجر به موفقیت می شود؟" احساس بسیار بدی به من دست داد؛ چون نمی‌توانستم جواب خوبی به او بدهم. آنگاه از هواپیما پیاده شدم و به سخنرانی آمدم و فکر کردم؛ دیدم در وسط اتاقی پر از افراد موفق قرار دارم! پس چرا از آنها نپرسم که چه چیز به موفقیت آنها کمک کرد، تا این موضوع را به سایر افراد منتقل کنم؟ و حال امروز، هفت سال، 500 مصاحبه بعد از آن، می خواهم بگویم که واقعا چه چیزی منجر به موفقیت می شود.
بیشتر