توقعات عجیب وغریب و بحران ازدواج

 شیرین رحیمی

چرا جوان‌هاازدواج نمی‌کنند؟ چرا سن ازدواج روزبه‌روز بالا می‌رود؟ پایین بودن آمار ازدواج باوجود نیازهای غریزی و غیرقابل‌انکار جوانان بیانگر واقعیت تلخی است که روزبه‌روز جامعه را با آسیب‌هایی جدی و بحران ازدواج روبرو ساخته و بالا رفتن آمار طلاق و پدیده سایت‌های همسریابی که پر از کاربرانی است که به دنبال شریک زندگی خود درفضای مجازی هستند و... خلاصه شرایط غریبی است این بحران ازدواج! چرا، به چه علت؟!آیا واقعاً دلیل ازدواج نکردن جوانان امروز فقط مشکلات اقتصادی است، یا تغییر نگرش‌هانسبت به ازدواج و زیاده‌خواهی‌های ناشی از رقابت‌های ناسالم اجتماعی؟! اگر این شرایط برای بسیاری از جوانان آماده ازدواج مهیا و مناسب نیست، پس این همه توقعات عجیب‌وغریب بابت مهریه به تاریخ تولد و جشن‌های آن‌چنانی و بریزوبپاش‌های بیهوده برای چیست؟! آخرتا کی، داشتن یک زندگی آرام و توأم با خوشبختی جوانان و آینده جامعه باید قربانی چشم‌وهم‌چشمی‌هاو انتخاب‌های نامعقول و کودکانه برخی از خانواده‌ها باشد؟!

مراسم عروسی شاهانه

مهم‌ترین علت پایین بودن آمار ازدواج در درجه اول مسئله جنون چشم‌وهم‌چشمی است که متأسفانه روزبه‌روز در حال افزایش است و تاریخ انقضاء هم ندارد، موضوعی که نباید به‌سادگی از کنار آن گذشت.

سامان از زبان یکی از دوستان خود که 31 سال دارد و به‌زودی مراسم ازدواجش را برگزار می­کند می‌گوید: دوستم ارسلان برای برگزاری جشن ازدواجش مجبور شده فقط 12 میلیون تومان برای اجاره باغ و 150 هزار تومان هم برای منوی غذای هر نفر بپردازد. به نظر شما این درست است که اول زندگی فقط برای یک شب جشن، زیر بار چنین فشارهای مالی رفت؟! حالا مابقی هزینه‌هایی که برای برگزاری این مراسم مانند:انتخاب آخرین مدل ماشین و انتخاب آرایشگاه و لباس عروس با هزینه چند میلیونی و غیرهو ذالک آن‌هم فقط برای رقابت و چشم‌وهم‌چشمی و کم نیاوردن جلوی فامیل همسر پرداخته به کنار، که آن‌هم حکایت دیگری دارد.

محمد، دانشجوستو به‌شدت از این دوگانگی‌ها گله‌مند ‌است و می­گوید: واضح است وقتی دختری از یک خانواده متوسط خواهان یک مراسم عروسی شاهانه باشد و خانواده دختر هم بدتر از خود دختر توقع دارد که داماد،ماشین آخرین مدل و خانه و ویلا داشته باشد و چند هزار سکه هم مهریه کند و جشن عروسی را هم در تالاری که برای یک شب چند میلیون فقط بابت سالن می‌گیرند برگزارکند! آیا پسری از طبقه متوسط و هم‌طراز خودش که به دنبال همسری برای زندگی است، می‌تواند توانایی و شایستگی دامادی این خانواده را داشته باشد؟!

 پیامد جنون چشم‌وهم‌چشمی

تجمل‌گرایی و جنون چشم‌وهم‌چشمی از بدیهی‌ترین پیامدهای افزایش طلاق در جامعه امروز است. به گفته بسیاری از کارشناسان علوم رفتاری، اجرای مقدمات این مراسم بر اساس مدگرایی و تشریفات،خواسته و ناخواسته مشکلات زیادی را برای ساده گیری ازدواج‌ها در سال‌های اخیر به­ وجودآورده است که بخش مهم آن مربوط به نگرش خانواده است، آنان معتقدند اگر روحیه تجمل‌گرایی در خانواده‌ها تداوم یابد رضایت از زندگی کم می‌شود و زوج‌هایی که به هر دری زده‌اندکه عروسی مجللی برپا کنند به دلیل عدم توانایی درگذران زندگی تجملاتی، دچار چالش ودرگیری شده و این مسئله، کاهش خرسندی از زندگی زناشویی و درنهایت طلاق عاطفی و یا رسمی را به دنبال دارد.

تفاوت‌های فرهنگی

امیرعلی کارمند است و تجربه تلخی در مورد چنین خانواده‌هایی دارد؛ روی صحبتم به خانواده‌هایی است که منتظر دامادی از طبقه نوکیسه هستند! نه دامادی از طبقه متوسط مثل خودشان که امکان این‌جور پول خرج کردن‌ها و بریز ­و­ بپاش‌ها را ندارند، این خانواده‌ها باید متوجه باشند که اگر بعد از سال­ها انتظار که معلوم هم نیست چقدر طول بکشد(!) «چنین دامادی به خواستگاری دخترشان آمد، بد نیست درس عبرتی هم از کسانی که چنین تفاوت‌های فرهنگی در ازدواجشان داشته‌اند بگیرند و به این مسئله هم فکر کنند که چنین ازدواجی بعید نیست که خیلی سریع دچار تزلزل و بحران شود! البته که، اگر دامادی با پول‌های بادآورده به‌راحتی بتواند از پس هزینه‌های سنگین این‌گونه ازدواج‌ها برآید، بدیهی است که برای جدا شدن و طلاق هم مشکلی نداشته باشد! و حتی ترس ازدواج‌های بعدی را هم نداشته باشد!»

الهام، روزنامه‌نگار:در حال حاضر، فرهنگ ساده زیستن و ساده تفکر کردن در اکثر خانواده­ها بسیار کمرنگ استگاهی ممکن است پسری هم‌طبقه با دختری، به دلیل عشق و علاقه و یا هر عامل دیگری شرایط رابپذیرد و با قرض‌وقوله و گردن‌کج کردن جلو این‌وآن هزینه چشم‌وهم‌چشمی‌های عروس خانم و خانواده‌اش را تأمین کند. اما آیا ازدواجی که در چنین شرایطی انجام شود،عاقبت خوشی خواهد داشت؟! آیا بعد از چند ماه که هیجانات عاشقانه فروکش کرد و واقعیت‌های زندگی خودش را نشان داد، داماد گرفتار اشتباهاتش نخواهد شد و در آن صورت آیا می‌توان به دوام زندگی که تماماً با قرض شروع شده و با استرس و نگرانی برای باز پس دادن قرض‌ها ادامه یافته امیدوار بود؟! اگر هر عروس و دامادی به این باور و اعتقاد برسد که تشریفات و تجملات ضامن سلامت زندگی مشترک نیست و با مراسمی ساده هم می‌توان خوش بود و لذت برد و هدفمندانه این مراسم برگزار شود، آن‌وقت خیلی از مشکلات و اختلاف‌ها درخانواده‌ها برای انجام این مراسم از بین خواهد رفت.

پذیرش ناخواسته دوگانگی‌ها

عده‌ای ازعروس و دامادها معتقدند: در وضعیت متناقض دوطرفه‌ای قرارگرفته‌اند یعنی برای شروع یک زندگی و مخارج اولیه آن مانند: تهیه مسکن و خرید وسایل اولیه زندگی که تقریباًبرای آنان نزدیک به 100 میلیون تومان هزینه دارد، ترجیح می‌دهند سبک زندگی دیگری را مدنظر بگیرند، و از خیر گرفتن مراسم جشن عروسی بگذرند و می‌گویند: اگر بخواهیم به این مراسم و آداب‌ورسوم پایبند باشیم، ناخواسته درگیر تجمل‌گرایی و چشم‌وهم‌چشمی واین‌گونه خودنمایی‌ها می‌شویم، چون انجام این مراسم و حفظ این آداب‌ورسوم در اکثر خانواده‌ها مفهوم دیگری پیدا کرده است و سادگی خود را ازدست‌داده و اجباراً شما هم برخلاف میل درونی و واقعی خود ناچار هستید به این ریخت‌وپاش‌ها تن دهید! بی‌آنکه بدانید برای چه و به چه دلیل؟!

 نرسیدن به بلوغ فکری یعنی ...

اگرچه هنوز هستند عروس و دامادهایی که سادگی را ملاک مراسم عروسی خود می‌دانند، اما مسئله اساسی روند رو به رشد برگزاری عروسی‌های مجلل است. پروفسور حسین باهر، رفتارشناس و استاد دانشگاه در این رابطه می‌گوید: متأسفانه آنچه طی سال‌های اخیر به چشم می‌خورد این است که نه‌ تنها معیارهای ازدواج تغییر کرده، بلکه همه آیین‌ها و سنت‌های زندگی مشترک هم تحت تأثیر این امر تغییر کرده است. به‌گونه‌ای که معیار قضاوت درباره یک عروسی از مراسمی ساده به جشن‌های مجلل با هزینه‌های چند صدمیلیونی تبدیل‌ شده است. این موضوع که ناشی ازفرهنگ غیرمتعارف چشم‌وهم‌چشمی است به شکلی نابهنجار در جامعه در حال گسترش است و افرادگمان می‌کنند باید زندگی شبیه دیگران داشته باشند تا به‌اصطلاح زندگی موفق و خوبی راتجربه کنند. درهرصورت چشم‌وهم‌چشمی یعنی، فردی که به بلوغ فکری نرسیده است بدون توجه به آینده تقلید کند برای آنکه شرایط زندگی خود را شبیه دیگران نماید. در حقیقت اینفرد، ضعف درونی خود را با ظواهر بیرونی جبران می‌کند، اما هیچ‌گاه به رضایت نمی‌رسد.البته خانواده‌هایی که به سمت برگزاری چنین مراسمی می‌روند دو دسته‌اند؛ یک دسته گروهی هستند که پول زیادی دارند آن‌قدر که نمی‌دانند چگونه آن را خرج کنند و مدیریت صحیحی بر داشته­ های خود ندارند و دسته‌ای دیگر پول آن‌چنانی ندارند اما خود را اجباراً به قرض می‌اندازند تا خود را متمول نشان دهند. در هر دو گروه هم، آشنایان این خانواده‌هابرای آنکه خود را کمتر نشان ندهند در مراسم‌های خود هزینه‌هایی بیشتر از نفر قبل خرج می‌کنند.

ساده ازدواج کنیم

اگر قدری عمیق‌تر به اطرافمان نگاه کنیم می‌بینیم که این روزها جشن‌های عروسی با تمام بریزوبپاش‌ها نتایج خوشی نداشته و این مسئله را می‌توان از تلخی روزهای بعد از جشن که با استرس پرداخت بدهی‌ها و یا فرونشستن هیجانات عروس و داماد همراه است مشاهده کرد. درحالی‌که می‌توان با آگاهی و دوراندیشی در زندگی این سنت را بر اساس آموزه‌های درست و اخلاقی حیاتی دوباره بخشید. البته کم نیستند زوج‌هایی که ازاین‌گونه خودنمایی‌ها و تجمل‌گرایی‌ها به‌شدت گریزان‌اند و تن به این‌گونه تحمیل‌ها نمی‌دهند و ساده ­گیری را انتخاب می‌کنند چون هدف‌های مهم‌تری برای مسیر زندگی خود در نظر دارند و بسیار هوشمندانه عمل می‌کنند.

کلام آخر

محیط خانواده بایدبر مبنای عشق و محبت بنا شود و در سایه­ ی روابط عاطفی عمیق، در غیر این صورت توجه به آموزه‌های الهی مبنی بر ساده گرفتن ازدواج، تحقق پیدا نمی‌کند. واقعیت این است که این مشکلات یک‌جورهایی زاییده توقعات عجیب‌وغریبی است که برخی از خانواده‌ها ایجاد می‌کنندو تعدادی هم زاییده عوامل محیطی، وسوسه صنعت مد و تشریفات که خواسته یا ناخواسته پذیرفته‌شده و بسیاری در برابرشان تسلیم شده‌اند و تا زمانی که فرهنگ چشم‌وهم‌چشمی چنین جنون‌آمیزدر جامعه حکم­رانی می‌کند، احتمالاً درب بر همین پاشنه خواهد چرخید.

تگ ها:

نظر دهید

لطفا موارد خواسته شده را وارد کنید