مشکل اصلی والدین برای تربیت فرزندان نسل جدید چیست؟

با حضور دکتر عفت‌السادات مرقاتی‌خویی (رفتارشناس جنسی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران) و دکترشیرین احمدنیا (جامعه‌شناس، عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور)

حداقل در حوزه آموزشی، والدین دیگر حوصله سروکلهزدن با فرزندان را ندارند و امر آموزش و تربیت را به نهاد مدرسه سپردهاند.

دکتر شیرین احمدنیا: باخانم دکتر تا حدی موافق هستم که اظهار داشتند والدین وظایفشان رابه نهادهای دیگر واگذار کرده‌اند. اشکالی که الآن داریم این است که نهادهای محوری نظیر خانواده، کارکردهای خودشان را محقق نمی‌کنند و درواقع مسئولیت‌هایشان را ناچار به‌جای دیگری پاس می‌دهند؛ خانواده به مدرسه و مدرسه به خانواده. چرا باید خانواده‌ها از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و همه‌چیز را واگذار کنند؟ در شرایط مطلوب، این‌ها سهم خود را دارند و آن‌ها هم سهم خودشان را و یک نقشی را هم رسانه بر عهده دارد. همه این‌ها باید نقششان تعریف شود. لازم است که در سطح مدارس بحث آموزش‌های مهارت‌های زندگی و بهداشت جنسی و بلوغ دنبال شود. همان‌گونه که این اتفاق در سطح آموزش رسمی در برخی کشورهای غربی اتفاق می‌افتد و این‌طوری توانسته‌اند خیلی از مسائلشان را مهار کنند. این‌گونه آموزش‌ها، حتی در کشورهای آفریقایی و جنوب صحرا نیز وارد برنامه درسی‌شان شده است. چون آن‌ها در معرض بحران ایدز قرار دارند و در بعضی ازکشورهای آفریقایی از هر ده نفر، یک نفر HIV مثبت است و مرگ‌ومیر قابل‌توجهی ناشی از ایدز داشته‌اند. پس ناچار شدند علی‌رغم موانع فرهنگی که یک زمانی در آنجا مانند ما وجود داشته است، اجازه بدهند این آموزش‌ها در سطح مدارس ابتدایی و متوسطه تدارک دیده شود. الآن تا صحبت از آموزش جنسی می‌شود، همه می‌گویند «وای نه مگر می‌شود؟» هنوز آموزش‌وپرورش ما پذیرای این مسئولیت نیست؛ اما سلامت جامعه و کنترل رفتارهای پرخطر که رو به گسترش است، ایجاب می‌کند که آموزش و پرورش هم  سهمی در آموزش بهداشت جنسی داشته باشد.

دکتر مرقاتی خویی: اگر برگردیم به موضوع طلاق و ازدواج، بهترین و خط مقدم آموزش یا مشاوره خود والدین هستند.

 این مداخله به چه صورت باید انجام شود؟

دکتر شیرین احمدنیا: بخشی از آن به بسترهای اجتماعی اقتصادی برمی‌گردد. الآن والدین ما به نسبت زیادی تحت‌فشارهای اقتصادی هستند. پدر و مادر به آب‌وآتش می‌زنندو چند شیفته کار می‌کنند و اصلاً فضایی که بتوانند در آن با آرامش با فرزندان ارتباط برقرار کنند، وجود ندارد. این‌ها امور ساختاری و اثرگذار است. من دیده‌ام که شهرداری روی یکی از پل‌ها این شعار جالب را زده است که «بهترین هدیه‌ای که والدین می‌توانند به بچه‌هایشان بدهند، وقتشان است». اینکه برایشان وقت بگذارند تا با هم حرف بزنند. الآن والدین فراری هستند، چون وقت و حوصله ندارند. از صبح تا شب دغدغه‌هایی دارند که رسیدگی به فرزندانشان یک‌چیزی شده که می‌توان آن را واگذار کرد. ارتباط سالم با فرزندان در فضای امن و آرام برای اکثریت جامعه ما فراهم نیست، چون اکثرافراد جامعه ما دچار فشار مسائل اقتصادی هستند و باعث شده از ابعاد معنوی و غیرمادی زندگی غافل شوند.

دکتر مرقاتی خویی: بحث‌ها یکدیگر را تکمیل می‌کنند. می‌خواهم کلام خانم دکتر را تأیید کنم که باید در مورد بچه‌ها وقت بگذاریم، آن‌هم وقت و مراقبت با کیفیت. باید ازکودکی به فکر آینده فرزند و ازدواجش بود.

دکتر شیرین احمدنیا: کاملاً صحیح است. مسئله‌ای که در شتاب تغییرات ارزشی در زندگی امروزی به وجود آمده این است که ناآگاهی و غفلت وجود دارد. خود پدر و مادرها قائل‌اندکه نسل جدید، به اطلاعاتی دست دارند و برای مثال سواد رسانه‌ای‌شان بالا است. به این دلیل در خود احساس ضعف می‌کنند و اعتمادبه‌نفسشان کاهش می‌یابد. فکر می‌کنند که نمی‌توانند پاسخگوی نیاز فرزندی باشند که مهارت زیادی در زمینه‌های مختلف کسب کرده است. کسی هم به این پدر و مادرها آموزشی در این زمینه نداده است. پدر ومادرها زمانی برای بچه‌هایشان گروه مرجع به‌حساب می‌آمدند و الگو بودند، ولی الآن گروه‌های مرجع جدیدی به بازار آمده‌اند و فرزندان خط و مسیرشان را از آن‌ها می‌گیرند. متأسفانه در آن گروه‌های مرجع جدید نیز نتوانستیم مداخله مثبتی داشته باشیم تاحداقل به‌درستی انتخاب شوند.

نتیجه این می‌شود که فرزندان ما بدون شناخت عمیق و درست ازدواج می‌کنند و هیچ‌کسی به آن‌ها آموزش نمی‌دهد و در اولین برخورد با مشکلاتی که در قالب ارتباط بین دو نفر به وجود می‌آید، نمی‌دانند چه‌کار باید بکنند یا روش مناسب مقابله چیست. دانشجویی داشتم که چند سال بعد از فارغ‌التحصیلی می‌گفت افسوس می‌خورم که زمان دانشجویی اقدام به همسرگزینی نکردم. خانواده مذهبی و روستایی داشت که مواردی که برای ازدواج به او معرفی می‌کنند مورد قبولش نبودند. از آنجا که خودش نیز مقید به نداشتن رابطه با دختر بود و فضای کاری‌اش هم کاملاً مردانه بود، امکان انتخاب همسر با معیارهای جدیدش را نداشت.

دکتر مرقاتی خویی: نگاهی که به نسل جوان می‌شود، این است که می‌توانند خطر ایجاد کنند. درنتیجه، پدر و مادر در مواجهه با فرزند جوانشان احساس امنیت نمی‌کنند تا به او نزدیک شوند و روند اصولی والدگری را پیش بگیرند؛ فکر می‌کنند که اگر حرکتی کنیم جوانمان معتاد می‌شود یا اگر با او حرف بزنیم با جنس مخالف ارتباط می‌گیرد. چگونه این آبروریزی را جمع کنیم. این‌گونه نگاه می‌تواند ما را از جوانان دور کند و آن‌گونه که باید نمی‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم. البته فقط نوع نگاه نیست و والدین باید مهارت‌هایی را نیز کسب کنند.

دکتر شیرین احمدنیا: یکی از عوامل تعیین‌کننده، شکاف نسلی قابل‌توجهی است که به وجودآمده است. باید فاصله‌های بین این دو نسل را به هر شکلی که می‌شود، کمتر و کمترکنیم. برای مثال، الآن بین والدین و فرزندان شکاف دیجیتالی وجود دارد. برای کم کردن آن پدر و مادرها را در فضای فرهنگی بچه‌ها قرار دهیم تا بتوانند از منظر آن‌ها نگاه کنند. هرچند ممکن است با والدینشان سنخیتی نداشته باشند، ولی این موضوع نباید مانع ارتباط شود. آن‌ها باید احساس کنند پدر و مادر در کنارشان هستند نه در مقابلشان.

وقتی والدین بدانند زمانی که این بچه در اینترنت است، چه‌کار می‌کند، درنتیجه، می‌تواند فضای فکری‌اش را به او نزدیک کند. می‌توان زبان مشترکی میان والدین و فرزندان برقرار کرد. وقتی زبان مشترک پیدا کردید، فهم مشترک نیز می‌آید.

 یعنی هنوز روابط خانوادگی در ایران عمودی است و افقی نشده است یاحتی در برخی مواقع جاها عوض‌شده و فرزندان بالا و پدر و مادرها پایین آمدند. بهعنوان آخرین سؤال، در حال حاضر در این وضعیت بهصورت اورژانسی به چه شکلی میتوان مداخله کرد؟ بحث فرهنگ‌سازی به کنار، آیا اصلاً میشود چنین کاری را بهصورت اورژانسی انجام داد؟

دکتر شیرین احمدنیا: روی سخن ما با مسئولان جامعه و سیاست‌گذاران است. کشورهای دیگری که نتایج مثبتی گرفته‌اند، انقلاب نکرده‌اند، بلکه سیاست‌گذاری صحیح کرده‌اند.

 سیاست‌گذاری مثبت در امر خانواده به چه صورت باید باشد؟

دکتر شیرین احمدنیا: سیاست‌گذاری یعنی تشخیص مسئله و کارشناسانه نگاه‌کردن، تحلیل بر اساس فضای موجود، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و نهایتاً اجرا است.

دکتر مرقاتی خویی: در حوزه تربیت و مدیریت رفتارهای جنسی جامعه با اینکه ممکن است نگاه‌های متفاوتی نسبت به آن وجود داشته باشد، ولی توسعه بومی و مداخله در سطح بومی تجربه بیشتر کشورهای موفق است. توسعه بومی یعنی همین صحبت‌های خانم دکتر را بومی‌کردن ودر قالب و هنجارهای ارزشی خودمان درآوردن. توسعه بومی کار سختی نیست، سیاست‌گذاران باید بستر و فضایی را ایجاد کنند تا افراد برای کار کارشناسانه به کار گرفته شوند.سیاست‌هایی را بگذارند که قابلیت اجرایی در سطح جامعه داشته باشد. برای اینکه این توسعه بومی اتفاق بیفتد، هیچ مسئولی از آن بالا نمی‌تواند تصمیم کارسازی بگیرد. پس باید به نیازهای بومی آشنا باشد و از مشارکت خود گروه هدف نیز استفاده کند؛ یعنی مدیر، سیاست‌گذار، تأثیرگذار، کارشناس، محقق، متخصص، خانواده و جوان همه باید درموضوعی مانند سلامت جوانان و ازدواج مداخله کنند. یکی از رموز موفقیت کشورهایی که مثال زدم چندضلعی کار کردن است. امیدوارم شکاف‌ها شناسایی و مداخلات مناسبی برای آن‌ها پیشنهاد شود. کشوری که ارزش‌مدار باشد، معنویت در آن خیلی می‌تواند کارآمد باشد.

دکتر شیرین احمدنیا: من بر سیاست‌گذاری و تجدیدنظر در سیاست‌گذاری موجود تأکید کردم، ولی سیاست‌گذاری معطوف به همان چیزی است که خانم دکتر اشاره کردند، یعنی زمینه‌سازی کنند. سیاست‌گذاری معطوف به جلب مشارکت‌های مردمی است. مسئولیت را روی دوش مردم برگردانند و جامعه مدنی تقویت شود و به این بها دهند که مردم آگاه و مسئولیت‌پذیر شوند تا وارد فضای مداخله شوند.

تجربه مثبت کشورهای دیگر هم نشان می‌دهد که کارها و اقدامات اجتماع‌محور موفق‌تر عمل می‌کنند، یعنی تقسیم‌کار و مسئولیت را بر عهده جامعه مدنی گذاشتن می‌تواند بسیار مثبت باشد. البته در ایران قدم‌های اولیه آن برداشته‌شده است که باید سعی کنیم گسترش پیدا کند. نهادهای مربوطه مانند آموزش‌وپرورش، آموزش عالی و رسانه‌هانیز سر جای خود باید بتوانند وظایفشان را عملی کنند.

تگ ها:

نظر دهید

لطفا موارد خواسته شده را وارد کنید